انگیزه کنشگران در سیاستگذاری عمومی؛ نگاهی نو به نفع شخصی در نظریه انتخاب عمومی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی (گرایش سیاستگذاری عمومی)، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
2 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22059/jppolicy.2021.79495چکیده
در بررسی ادبیات رشته سیاستگذاری عمومی، نظریه انتخاب عمومی سهم عمدهای دارد. این نظریه که بر سه فرض و مفهوم اصلی و محوری «فردگرایی روششناختی»، «انسان اقتصادی و انتخاب عقلانی او» و «سیاست به عنوان موضوع مبادله» استوار است، بر محوریت «نفع شخصی» در عرصه سیاست و حکومت تأکید دارد و انگیزه کنش سیاستگذاران در فرایند سیاستگذاری عمومی را از جنس انگیزه شهروندان و نمایندگان گروهی در حوزه اقتصاد و بازار، یعنی «نفع شخصی» معرفی میکند. مقاله حاضر، «واکاوی انگیزه نفع شخصی کنشگران سیاستگذاری عمومی» را در قالب نظریه انتخاب عمومی، هدف پژوهش خود قرار داده و با «روش استدلال قیاسی»، «نفعی که کنشگران سیاستگذاری عمومی، متأثر از ارزشها و متناسب با آگاهی، نیازها و احساساتشان از انجام یا عدم انجام یک کنش برای خود تصور میکنند» را انگیزه کنشگری آنان معرفی کرده است. این تحقیق، بهرغم پذیرش بسیاری از مفروضات نظریه انتخاب عمومی، «نگاه تک بُعدی» به انسان و «فرض انتخاب عقلانی» او را نقطه ضعف این نظریه دانسته و عقلانی بودن انتخاب را با «درستیِ انتخاب» و درستیِ انتخاب را با «نفعِ روح فرد» (و نه بُعد فیزیکی او) مرتبط میداند.