خوانش ساختارگرایانه از واژۀ «عربی» در سورۀ نحل (با رویکرد جامعیت معنایی سوره و بهره‌گیری از روابط همنشینی)

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران؛

2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران

doi
10.22059/jqst.2022.331058.669832
چکیده

خداوند در قرآن‌ یازده مرتبه این کتاب و دو امر متعلق به آن، یعنی: «حکم» و «لسان» را با وصف «عربی» یاد کرده است. تأکید خداوند بر این ویژگی، امری قابل تأمل و شایستۀ تحقیق است. اکثر مفسران این واژه را «اسم منسوب به نژاد عرب» دانسته‌ و از آن، مفهوم «زبان‌عربی» را تلقی کرده‌اند؛ حال آنکه این برداشت از واژۀ «عربی»، با مفاهیم واژگان همنشین آن و بافت زبانی سوره‌ها همخوانی ندارد. از تحقیق حاضر با استفاده از معناشناسی ساختگرا و رویکرد جامعیت معنایی یک سوره چنین بدست آمده است: در سورۀ نحل، «عربیت زبان قرآن» با «جامعیت امر خداوند»، «مطابقت قرآن با آن»، «فعال‌سازی ابزارهای شناختی انسان (تفکر، تعقل، سمع، ذکر) و «روشنگری با توجه به عاقبت انسان» تعریف می‌شود. «لسان عربی» قابلیتی دارد که می‌تواند با ارائۀ امر خدا، توجه انسان را به اموری معطوف سازد که در کنار فعال شدن ابزارهای شناختی و شکوفایی هرکدام از آن‌ها، انسان را به عاقبتی که خدا خواسته، برساند و امر خدا در اعمال و رفتارش، تجلی پیدا کند.