دیگرسرایی: مطالعۀ موردی ترجمۀ «موش و گربۀ» عبید زاکانی به قلم بازل بانتینگ
نویسندگان
1 دکترای ادبیات تطبیقی، دانشگاه وسترن، آنتاریو، کانادا؛
doi
10.22054/ltr.2024.77839.3807چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی نقش «برجایگذاری خویش» (selving) و تفسیر خلاق در ترجمه ادبی میپردازد، و بهطور خاص، به یکی از ترجمههای موفق بازل بانتینگ (ترجمۀ وی از «موش و گربۀ» عبید زاکانی) نظر دارد که هم از شاهکارهای ادبیات کودکان است و هم هجویهای سیاسی. بانتینگ مترجم اشعار کلاسیک زیادی از فارسی به انگلیسی بود. در دوران حضورش در ایران در دهههای چهل و پنجاه میلادی، بهعنوان جاسوس و خبرنگار فعالیت داشت. او شاعری مدرن بود که در کنار عشقش به ادبیات فارسی، مأموریتهای سیاسی و شعری بعضاً مبهمی داشت. این مطالعه به نظریههای ترجمۀ استاینر، بنیامین و باسنت رجوع میکند تا چالشهای ترجمه شعر کلاسیک فارسی را نشان دهد. با تحلیل این ترجمه و ارتباط آن با سایر آثار بانتینگ، درمییابیم که دو مأموریت بانتینگ (شعری و سیاسی) بعضاً با هم تداخل داشتهاند. با این حال، بر این ایده تأکید میشود که ترجمه ادبی یک «دگر مکانِ» (heterotopia) زیباییشناسانه است، و مترجم ادبی میتواند به نفع هر دو فرهنگ کار کند.