تحلیلی ساختارگرایانۀ از سه روایت «سیاوش»، «حسنک وزیر» و «شیر و گاو»

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2023.76478.3774
چکیده

این مقاله بر آن است که با نگاهی ساختارگرایانه به سه روایت «سیاوش» (از شاهنامه)، «حسنک وزیر» (از تاریخ بیهقی) و «شیر و گاو» (از کلیله و دمنه) نشان دهد که این سه روایت، هر چند در ظاهر تفاوت‌هایی به لحاظ زبان، شکل و فضا دارند و هر یک ساخته و پرداختۀ دورۀ تاریخی و فرهنگ غالب زمانۀ خود هستند، لیکن هر سه از نظر ساختار حول محورِ مفهومی یکسان شکل گرفته‌اند؛ این مفهومِ یکسان چیزی نیست مگر ابراز حسادت و توطئه از طرف شخصیت‌های منفی در این روایت‌ها یعنی گرسیوز، بوسهل، دمنه و پذیرفتن نیرنگ از طرف افراسیاب، مسعود، شیر و در نهایت کشته‌شدن قهرمانان مثبت یعنی سیاوش، حسنک و گاو.