تحلیل ضرب المثل‌های فارسی دربارۀ صلح در چارچوب زبان شناسی نظام‌مند نقشگرا

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران؛

doi
10.22054/ltr.2024.76339.3770
چکیده

ضرب‌المثل‌ها، که یکی از ارکان اصلی ادبیات عامه به شمار می‌آیند، اندیشه‌ها و تجربه‌های اجتماعی را از نسلی به نسل دیگر با جملاتی کوتاه و اثرگذار منتقل می‌کنند. تقریباً تمام جنبه‌های زندگی انسانی در ضرب‌المثل‌ها بازتاب یافته‌اند، از جمله مفهوم صلح که جایگاهی برجسته در سنت فارسی دارد. در پژوهش حاضر، سی ضرب المثل صلح فارسی را در سه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی بررسی کرده ایم؛ حاصل پژوهش نشان می‌دهد: ضرب‌المثل‌های صلح اغلب دارای فرایند رابطه‌ای هستند و علی‌رغم فرم بیرونی، صلح کانون این فرایند را تشکیل می‌دهد. عناصر پیرامونی این فرایند یا سنجشی است که صلح را با جنگ می‌سنجد، یا سببی است که دلیلی بر رجحان صلح بیان می‌کند؛ در فرایند بینافردی، زمان همه فرایندها زمان حال است که شناوربودن مفهوم صلح را برای همه زمان‌ها تداعی می‌کند و اغلب آنها به صورت آشکار یا پنهان داری وجه امری هستند که در این صورت مخاطب را به صلح ترغیب می‌کند. ساخت متنی نیز بسیار ساده است. در بیشتر ضرب‌المثل‌ها صلح یا مفاهیم صلح در جایگاه مبتدا قرار گرفته که این مفهوم را برای مخاطب کانونی و با اهمیت می‌نماید. عامل انسجام دیگر قرار گرفتن صلح در مقابل جنگ یا مفاهیم وابسته به آن‌هاست که خواه ناخواه مخاطب را به پرهیز از جنگ برمی‌انگیزد.