تولد خوانندۀ عصیانگر: خوانش‌ واساختی رمان شازده احتجاب

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران؛

doi
10.22054/ltr.2024.81300.3887
چکیده

رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری، یکی از آثار شاخص و تأثیرگذار در تاریخ داستان‌نویسی ایران، همواره محل توجه و تأمل منتقدانی با دیدگاه‌ها و رویکردهای گوناگون بوده است. این مقاله با تکیه بر مفاهیم و آرای نظریه‌پردازان واسازی، به بررسی لایه‌های پنهان و تضادهای ظریف موجود در روایت رمان در خصوص ماهیت مناسبات قدرت می‌پردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر دوگانۀ نویسنده/خواننده است؛ چگونگی برهم‌زدن یا وارونگی این نسبت در متن، و پیوند آن با بازنمایی سازوکارهای قدرت در رمان، که می‌تواند بازتابی از ساختارهای اجتماعی و سیاسی دوره‌ای خاص در تاریخ ایران باشد. برای پرهیز از انتقاد رایج نسبت به نظریۀ واسازی مبنی بر ذهنی‌بودن و انتزاع‌گرایی، مقالۀ حاضر از مفاهیم و اندیشه‌های مطرح‌شده از سوی نظریه‌پردازان برجسته در حوزۀ روابط قدرت، از جمله لویی آلتوسر و میشل فوکو، بهره می‌گیرد تا تحلیل را از سطح متن فراتر برده و آن را به بستر اجتماعی بکشاند.