رهیافتی بر مطالعۀ ساختار زبان قرآنی بهمثابه "سیستم"
doi
10.22059/jqst.2022.335215.669896چکیده
بهرغم آنکه در دو دهۀ اخیر، نظر و نظریههای مختلفی، پیرامون ابعاد زبان قرآنی، مطرحشده، اما مهمترین چالش روششناختی این دیدگاهها، انگارۀ تکبُعدی بر چگونگی مطالعۀ آن است. این مقاله، با اتخاذ رویکردی تحلیلی و با الهام گیری از نگرش سیستمی، نوعِ مطالعۀ «زبان قرآنی» را بهمثابه یک «سیستم»، پیشنهاد و ضرورتی اجتنابناپذیر میداند. گسترۀ مطالعۀ سیستمی به ساختار زبان قرآنی، با عطف نظر به مرزشناسی مفهومیِ میان«سیستم» و «زیرسیستمها» از یکسو، و روابط گوناگونِ مصداقی آنها از سویی دیگر، در ابعاد «کلان متن»؛ «سورهها»؛ «آیهها»؛ «جملهها» و «واژگان» قابل گسترش است. تلفیق عناصر و روشهایِ مختلف زبانی در کاربستهای قرآنی، اساساً بیانگر یک «نظام فکری شبکهای- سیستمی» است که در کنار التزام به درهم تنیدگی اجزای آن، از «وحدت سیستمی» نیز برخوردارند. ارتقایِ مطالعهیِ زبان قرآنی بهمثابه «سیستم»، نهتنها موجب «روشمندسازی فهم صحیح و جامع» نسبت به مفاهیم و آیههای قرآنی در آوردگاه تفسیری میشود بلکه امکانِ انعطاف و بازتولید معنایِ نوینی را از درون خودِ بافت زبانی آن، به ارمغان میآورد.