نگاهی تطبیقی به استعاره در ایران و غرب
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران؛
doi
10.22054/ltr.2024.82247.3919چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی تطبیقی آرای برخی از اندیشمندان برجستۀ ایرانی و غربی در زمینۀ استعاره میپردازد. علاوه بر «مقدمه»، مقاله شامل دو بخش اصلی است: در بخش «استعاره در غرب»، دیدگاههای چهرههای شناختهشدهای چون ارسطو، ریچاردز، لیکاف و جانسون دربارۀ استعاره بررسی میشود؛ و در بخش «استعاره در ایران»، نظر برخی از دانشمندان بزرگ ایرانی مانند رادویانی، جرجانی و سکاکی خوارزمی در این زمینه تحلیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که در غرب، دیدگاههای ارسطو درباره استعاره بهعنوان مبنای اصلی بسیاری از مباحث پیرامون استعاره، حتی تا قرن بیستم، باقی مانده است. با این حال، دیدگاههای لیکاف و جانسون در دهه ۱۹۸۰، نگرشهای قدیمی و ارسطویی را در این حوزه دگرگون ساخت. همچنین، این پژوهش نشان میدهد که میان دیدگاههای اندیشمندان کلاسیک ایرانی و ارسطو در خصوص استعاره شباهتهای زیادی وجود دارد و برخی از آنها با نظرات جدید در چارچوب زبانشناسی شناختی در این زمینه همخوانی دارند.