خوانش جامعه‌شناسانۀ راحة الصدور و آیة السرور راوندی با تکیه بر بعد تشریحی نظریۀ ساخت‌گرایی تکوینی لوسین گلدمن

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ولایت ایرانشهر، سیستان و بلوچستان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ولایت ایرانشهر، سیستان و بلوچستان، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.58468.3298
چکیده

ساخت­گرایی تکوینی شاخه­ای از جامعه­شناسی ادبیات است که لوسین گلدمن آن را بر اساس نظریات گئورک لوکاچ، مارکس، هگل و ژان پیاژه بنا نهاد. وی در این روش به بررسی ساختارهای معنادار متون و آثار و چگونگی پدید آمدن این ساختارها بر اساس پس زمینه­های تاریخی آن‌ها می­پردازد و به وحدت میان صورت و محتوا تأکید دارد. بر پایۀ دیدگاه ایشان چون انسجام هر اثر ادبی مربوط به جهان‌نگری طبقات است؛ از این رو، باید همواره کوشید تا رابطۀ ساخت درونی اثر را با ساخت فکریِ طبقه اجتماعی نویسنده دریافت. علاوه بر این، می­توان گفت که ساخت­گرایی تکوینی اصولاً به بررسی منش تاریخی و اجتماعی و دلالت­های عینی متأثر از گروه اجتماعی در زندگی عاطفی و عقلانیِ آفرینندۀ اثر می­پردازد. پس در این شیوه به جای توصیف، تشریح محتوای اثر ادبی مورد مداقه قرار می­گیرد. به هر روی، پژوهش حاضر بر این مسئله متمرکز است: آگاهی­های ذهنی و طبقاتی برآمدۀ مقتضیات تاریخی و اجتماعی حاکم در دورۀ راوندی در چه سطحی و با چه کیفیتی در معناداری ساختار و تکوین راحه­الصدور مؤثر بوده است؟ به­ طورکلی، یافته‌های این پژوهش نشان می­دهد که راوندی به طور ناآگاهانه تحت تأثیر گفتمان­های عصر سلجوقی بوده است و شاخص­های جامعه­شناسی گلدمن در تکوین و انسجام فکری راحه­الصدور و معنادار کردن ساختار آن مؤثر بوده‌اند و راوندی نیز توانسته است جهان‌بینی، ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دورۀ سلجوقی را به درستی براساس شرایط تاریخی و اجتماعی آن دوره بیان کند.