مؤلفه‌های جامعۀ آرمانی در شعر معاصر ایران: با مطالعۀ موردی سروده‌های ملک‌الشعرای بهار و احمد شاملو

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

4 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.66440.3525
چکیده

جامعۀ آرمانی (آرمان‌شهر) آرزویی بسیار دیرین -از بدو شهرنشینی بشر تا به امروز- بوده و در تحقق این آرزو هر یک از طبقات و اقشار مختلف جامعه که دغدغۀ خوشبختی و سعادت مادی و معنوی آدمی -فارغ از زبان، رنگ، نژاد و...-  را در سر می ­پرورانده، قلم یا قدمی فراخور استعداد و توان خویش برداشته و به این طریق کوشیده، سدی محکم در برابر کج ­اندیشی و کج ­رفتاری جریان ­های باطلی باشند که همواره منفعت خود را در بی ­نظمی و آشفتگی اجتماع جست‌وجو کرده­اند. در این میان، نویسندگان و سخنوران متعهد و آرمان‌گرا نیز خاموش ننشسته و با ذوق و قریحۀ خویش، ضمن تقبیح پلیدی و پلشتی­ ها، جامعه را در مسیر چشم ­اندازهای مطلوب و مثبتی چون عدالت و برابری طبقاتی، نظم و قانون­مندی، آزادی اظهار عقیده و مواردی از این دست، رهنمون آمده ­اند. بر همین پایه، جستار حاضر در پی آن برآمد تا به شیوۀ تحلیل محتوا و (فن کتابخانه ­ای)، سروده ­های دو تن از سخنوران نام ­آشنای سنتی و نوگرای معاصر ایران؛ ملک‌الشعرای بهار و احمد شاملو را از نظر گذرانده و شاخصه ­های انسانی و آرمانی مورد توجه و تأکید آنان را به خواننده بنمایاند. در این مقایسه، آنچه به دست آمد به طور خلاصه عبارت است: بهار به عنوان ادیبی سیاستمدار و فرزانه در پی ساختن ایرانی مستقل، آزاد و مدرن -بر پایۀ شعائر و نمادهای ملی و معنوی- است. شاملو نیز ادامه‌دهندۀ راه بهار در مسیر اهداف آرمانی و تجدد­طلبانه است؛ با این تفاوت یا تمایز که شاملو در گسترۀ بلندی از عمر ادبی خود، اهداف یاد شده را با سازوکارهای جناحی- سیاسی موسوم به چپ (سوسیالیسم) یا نزدیک به آن، دنبال می­کرده است.