تعامل و تقابل سیاستورزی و دین از منظر شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.64616.3482چکیده
در دورۀ باستان همواره ارتباط معناداری میان اصول و ارزشهای سیاسی و اندیشههای دینی وجود داشته است. از این بین نخستین اصل، تعامل یا تقابل دین و حکومتداری است که با استناد به حماسۀ فردوسی یکی از ارکان مهم ساختار سیاسی ایران باستان بوده و در متون ادبی به آن پرداخته شده است. در ایام قدرت پادشاهان ایران باستان رابطه میان این دو، گاه با تعامل و گاه با تقابل همراه بوده است. در خلال مطالب شاهنامه، اشارات بسیاری به این موضوع شده است. در این جستار تلاش شده ضمن تحلیل موارد تعامل و تقابل بین این دو متغیر از منظر شاهنامۀ فردوسی، موارد تقابل و دلایل آن را از متن شاهنامه احصا و ضمن تجزیه و تحلیل نشان داده شود که این تقابلها چگونه در سیستم حکومتداری تأثیر گذاشته است. این پژوهش به روش تحلیلی– توصیفی انجام شده و ساختار نهاد حکومت و دین به مقتضای هر دوره دستهبندی، سپس هر یک از دو متغیر با شواهد و قرائن تحلیل شده است. ضمن این پژوهش مشخص شد که در موارد متعددی تقابل بین این دو به نتایج مهمی منجر شده و همچنان که فرّه ایزدی، نشانی است از وجود رابطۀ عمیق میان حاکمیت و دین، تقابل این دو به نابودی ساختار سیاسی و نظام اجتماعی منجر شده است.