نگرش نظاممند به قانون اساسی مبتنی بر الگوهای انسجام متن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشکده معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق (ع).
doi
10.22099/jls.2023.45162.4845چکیده
در تفسیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قانون اساسی نوشته مبتنی بر رویکرد منشأگرایی، متن درجه اول اهمیت را برای فهم دارد و از همین روی میتوان از ابزارهای زبانشناسی بهره جست. یکی از این ابزارها، انسجام متن است. برای سنجش و ایجاد انسجام متن الگوهای متعددی بیان شده است که از برخی از آنها میتوان در تفسیر قانون اساسی بهره برد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که نگرش نظاممند به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر الگوهای انسجام متن چگونه است؟ و به همین منظور با ادعای طرح روش تفسیری جدید، نحوه کاربست الگوها انسجام متن در تفسیر قانون اساسی در سه سطح واژگان یا عبارات، اصول و موضوعها را به عنوان یافته پژوهش ارائه میدهد؛ به این صورت که در سطح واژگان یا عبارات ابزارهای ارجاع، جایگزینی، حذف و بازآیی، در سطح اصول با نگرش به کل اصل بهمثابه یک نظام، ابزار انسجام ربطی و در همین سطح با نگرش به کل قانون اساسی (اصول دیگر)، مدل کینچ و وندیک یا ساختار بلاغی و در سطح موضوعات، روش تحلیل موضوع بنیاد را مناسبترین ابزار برای تفسیر قانون اساسی مبتنی بر الگوهای انسجام متن میداند.