خوانش دو شعر از شفیعی کدکنی با رویکرد شعرشناسی شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استاد، گروه زبان شناسی و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.56626.3217چکیده
نظریۀ شعرشناسی شناختی، نظریهای مبتنی بر زبان آثار ادبی و نوع چیدمان واحدهای زبانی است که به کشف ارتباط بین ساختار و مفهوم اثر ادبی میانجامد. این نظریه با ابزاری که برای نقد ادبی در اختیار تحلیلگر قرار میدهد، امکان خوانش نظاممند متون ادبی را فراهم میآورد. هدف پژوهش حاضر بررسی سطوح تفسیری دو شعر از شفیعی کدکنی از لحاظ ساختاری و محتوایی و تبیین چگونگی تأثیرگذاری جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار است. برای این منظور با انجام نگاشتهای سهگانه ویژگی، رابطهای و نظام در دو شعر «غزلی در مایۀ شور و شکفتن» و «جوانی» فرآیندهای استدلالی مؤلف مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که سازمانبندی فضاهای مفهومی در این دو شعر براساس طرحواره حجم شکل گرفته و ساختار جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار تأثیرگذار بوده است. از نظر شناختی در اندیشۀ کمالگرای شاعر همیشه امکانی برای خروج از موقعیت ناخواسته وجود دارد و تغییر شرایط از خویشتن خویش آغاز میشود. نگاشت نظام شعرها نشان داد که اشعار در چهارچوب یک ساختار منسجم زبانی قرار دارند. فرم ذهنی که پیوند محتوایی اثر است با فرم بیرونی شعرها در هماهنگی و تطابق قرار دارد و در قالب الگوی انتزاعی یکپارچهای به مخاطب عرضه شده است و این دلیلی بر انسجام و تاثیرگذاری شعرهاست.