تحلیل دگردیسیِ حکایتِ (آبگیر و سه ماهی) در مثنوی

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.62668.3424
چکیده

مولانا برای بیان نکات عرفانی حکایتِ «آبگیر و سه ماهیِ» کلیله و دمنه را در مثنوی بازآفرینی می‌کند. تحلیل دگردیسی معناییِ این حکایت، شگرد مولانا برای تبدیل مضامین محدود آن به مفاهیم گستردة عرفانی و چگونگی آفرینش ساختاری نو، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله به شیوة توصیفی ـ تحلیلی به نقد دلایلی می‌پردازد که مولانا بر آن اساس، حکایتِ کلیله را «قشر قصه» و داستان خویش را «مغز جان» می­خواند. یافته­ها نشان می‌دهد که مولانا با استفاده از مضامین قرآنی، احادیث نبوی، سخنان صوفیه و امثال و حِکم، مفاهیم مُلهم از تجارب عرفانیِ خود را در فضای کلی قصه القاء می­کند و با توسل به نوعی شیوة سخن‌پردازی در تفسیر افکار و اعمال سه شخصیت اصلیِ حکایت، بر درک نکته­ها و رمزها تأکید می‌ورزد و در اشاره به ماجراهای داستانی از طریق کارکرد ترغیبی ـ اقناعیِ پیام‌های خود، مباحث عرفانی را می­گسترد و به هنگام نقل ماجرا­های میانی در قالب تمثیل‌های گوناگون و با استفاده از قابلیت‌های ویژة زبان عرفان، درون‌مایة قصه را برای تصویر عوالم معنوی بسط می­دهد و در بیان محتوا بر اساس دو مقولة حکمت و هدف، نمادهای عالیِ متن خود را می‌آفریند تا قصة مثنوی را ضمن حفظ مشابهت ظاهریِ روایت، در بافتاری متمایز از حکایتِ کلیله عرضه کند.