چندصدایی در رمان دختر رعیت اثر بهآذین با کاربست رویکرد گفتوگومندی باختین
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.64552.3481چکیده
پژوهش حاضر سعی دارد با استفاده از آراء باختین و بهطور خاص نظریۀ گفتوگومندی، گفتمان موجود در رمان دختر رعیت، اثر بهآذین را واکاوی انتقادی کند و به بازتاب چندصدایی در این رمان بپردازد. در این پژوهش به این پرسشها پاسخ داده شده است: 1- چگونه زنان رمان مورد پژوهش در بروز چندصدایی، پویامند بودهاند؟ 2- چگونه طبقات فرادست و فرودست در بروز چندصدایی در رمان مورد پژوهش مؤثر بودهاند ؟ 3- چگونه روشنفکران و طبقۀ نخبه در بروز چندصدایی در رمان دختر رعیت مؤثر بودهاند؟ نتایج بهدست آمده حاکی از این مهم بود که زنان در بازنمود چندصدایی نقشی منفعل داشتهاند و صرفاً بستر داستانی را برای بازنمود گفتمان غالب معرفی شده توسط قهرمان فراهم آوردهاند. علاوه بر این، اقشار نخبۀ داستان که تحت تأثیر جریانهای چپ و ملیگرایی هستند در به وجود آمدن چندصدایی در داستان مؤثر بودهاند. تقابل و رویارویی دو طبقۀ فرادست و فرودست نقش عمدهای در چند صدایی رمان دارد؛ زیرا زندگی روستایی سنتمحور در خدمت نهادینهسازی پایههای قدرت طبقۀ توانگر جامعه بوده است. البته آنچه به عنوان نتیجهگیری این تتبع باید متذکر شد این است که بافت اجتماعی و جنسیت، موضوعات برجستهای در تاروپود داستانی دختر رعیت است که نویسنده با استفاده از آن تلاش کرده ریشههای فکری و اخلاقی جامعۀ سنتی را به چالش بکشد و سعی کند یک چندصدایی میان اجزای قدرت و اجزای مقهور جامعه برقرار سازد.