مطالعۀ تطبیقی ماهیت قبض در عقد رهن

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق دانشگاه تربیت مدرس،تهران

2 دانشیار گروه حقوق دانشگاه پیام نور، تهران

3 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه پیام نور، تهران

doi
10.22059/jlq.2018.232785.1006885
چکیده

    از دیرباز نقش قبض در عقود عینی مورد اختلاف فقها و حقوقدانان بوده است. نظر مشهور، قبض را جزیی از ارکان عقد می‌داند. بر این مبنا تا زمانی‌که قبض محقق نشود، عقد منعقد نشده و فاقد اثر است. ولی در قانون مدنی در خصوص نقش قبض در عقد رهن سکوت اختیار شده است. بدین توضیح که برخلاف موادی چون ۴۷، ۳۶۴ و ۷۹۸ قانون مدنی در خصوص نقش قبض در حبس، بیع صرف و هبه که صراحتاً قبض را از ارکان عقد دانسته و بدون تحقق آن وقوع عقد را منتفی می‌داند، چنین قیدی در خصوص عقد رهن دیده نمی‌شود. این سکوت را باید ناشی از ابهامی‌ دانست که از نظر تحلیلی در مورد نقش قبض وجود دارد. در این نوشتار ضمن بررسی اقوال مختلف با نگاهی نو به موضوع پرداخته شده است و با تحلیل ارکان عقد و قصد مشترک طرفین به این نتیجه رسیدیم که قبض در عقد رهن در واقع نوعی تعلیق در استقرار آثار عقد است و نه یکی از ارکان عقد.