بررسی مقایسه ای قصۀ شاه سیاه‌‌‌‌پوش از هفت‌‌‌‌پیکر نظامی و قصۀ دقوقی از مثنوی مولوی

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، البرز، ایران

2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرم‌‌‌‌آباد، ایران

3 کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، البرز، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.66948.3539
چکیده

ادبیات تطبیقی از جمله دانش‌‌‌‌هایی است که ما را توانمند می‌‌‌‌کند تا راز و رمز و مشترکات آثار ادبی را بهتر درک کنیم. نظامی از شاعران بزرگی است که بر ذهن و زبان بسیاری از شاعران پارسی‌‌‌‌گو تأثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته است. قصۀ شاه سیاه‌‌‌‌پوش از منظومۀ هفت‌‌‌‌پیکر نظامی از روایت‌‌‌‌های رازآلودی است که شباهت‌‌‌‌های زیادی با قصۀ دقوقی در مثنوی معنوی دارد. در این مقاله هدف آن بود که با روش تحلیل مقایسه­ای کیفی عناصر مشترک این دو داستان مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. بعد از بررسی و مقایسۀ دو داستان، این نتایج به دست آمد که شخصیت‌‌‌‌های شاه سیاه‌‌‌‌پوش و دقوقی و نیز ترکتاز و هفت‌‌‌‌مردان بسیار به هم شباهت دارند که در هشت عنصر مشترک آن‌‌‌‌ها را تطبیق دادیم و تحلیل کردیم: 1- درست‌‌‌‌کاری قهرمان، 2- دنبال چیزی بودن، 3- مکان اسرارآمیز شهود، 4- رازآمیزی رسیدن به هدف، 5- ترک ادب، 6- خوش‌‌‌‌رفتاری با قهرمان، 7- کار ممنوع و 8- غیب‌‌‌‌ شدن. در این عناصر شباهت‌‌‌‌های زیادی میان شخصیت‌‌‌‌های دو داستان وجود دارد.