اسطورۀ آب در داستان های عامیانه با تکیه بر ابومسلم نامه و قران حبشی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استاد، گروه ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.66081.3515چکیده
ادبیات عامیانه، بهترین تجلیگاه کهنالگوها است. داستانها و افسانههای عامیانه طی قرون و اعصار در قالب کهنالگوها بیان شدهاند. پیوند اساطیر با ادبیات سبب نمود بخشی از کهنالگوها در ادبیات شده است. یکی از این کهنالگوها اسطورۀ آب است که در متون مقدس و روایات اسطورهای دارای تقدس و در همۀ تمدنها جوهر هستی انگاشته شده است. مقالۀ حاضر به تحلیل نمودهای مثبت اسطورۀ آب در آثار طرسوسی (ابومسلمنامه و قِران حبشی) میپردازد. آب در وجه مثبت تداعیگر زایش و باروری و در وجه منفی بیانگر مرگ و نیستی است. تفسیرهای مادرانه از نمادهای آب با نامهای زنانه با تأثیر آب در داستانهای اسطورهای با قهرمانان مقدس و خدایگون چون ابومسلم و قران حبشی بیارتباط نیست. قدرت پاکسازی افسانهای آب، قهرمان را برای رسیدن به بهشت نمادین تطهیر میکند که در آغاز هفت طلسم قران حبشی و با ورود قران به آب و خروج او از باغ سلیمان نبی که نماد بهشت است، قابل بیان است. ابومسلمنامه دارای وجهۀ تاریخی و بر مبنای واقعیات است و غلبۀ سحر و جادو در آن در مقایسه با قران حبشی بسیار کمرنگ است، اما نویسنده معدود جاهایی از داستان را به جادوگری و ذکر اسحار و اوراد عجین ساخته است که با دمیدن در آب یا ذکر اوراد جادوگران پیرامون چشمۀ آب نمود یافته است.