حقوق قراردادها به مثابه نظام مبتنی بر خودآیینی: نظریهای تفسیری در باب نظام قراردادی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بندرانزلی، بندر انزلی، ایران
doi
10.22099/jls.2023.45115.4839چکیده
نظریه قرارداد، علاوه بر ارائه معیارهای ارزیابی و مطالعه اهداف نظام قراردادی، به درک ما از آن بهعنوان یکی از مهمترین موضوعهای مطالعات حقوقی غنا بخشیده و قانونگذاران را در بازنگری و اصلاح مواد قانونی یاری میدهد. یکی از رویکردهای توصیفی در نظریه قرارداد، رویکرد تفسیری است که در آن تلاش میشود تا ساختاری منسجم و منطقی بر اساس اهداف حقوق قراردادها ترسیم شود. در ارائه چنین نظریهای، پرسش اصلی این است که آیا میتوان در لایههای زیرین نظام حقوق قراردادهای ایران، اصل یا ارزشی بنیادین را یافت بهنحویکه این اصل یا ارزش علاوه بر منطقی ساختن ساختار قراردادی، آن را موجه سازد؟ در این نوشتار، با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است که ضمن یاری جستن از نظریههای مدرن حقوق قراردادها در نظام کامنلا و ایجاد تغییرهای لازم متناسب با نظام حقوقی ایران، نشان داده شود که نخست اصل تضمین اراده همیارانه، اصل بنیادین در حقوق قراردادهای ایران است که میتواند اصول و قواعد عمومی آن را توجیه کند و دوم، این اصل خود مبتنی بر حق خودآیینی است؛ بهنحویکه ارزش مزبور نهتنها قادر به موجهسازی اصل مورد اشاره است بلکه از عهده توجیه موارد استثنای بر اصل نیز برمیآید.