راهحل مدل-بنیان برای مدیریّت منابع آب و خاک: فرصتها و تهدیدها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری دانشگاه هرمزگان
2 استادیار مهندسی منابع طبیعی دانشگاه هرمزگان
3 دانشیار گروه مرتع و آبخیزداری دانشگاه گرگان
4 مربی گروه مهندسی منابع طبیعی دانشگاه هرمزگان
doi
10.22059/jppolicy.2020.76995چکیده
با پیشرفت جهان به سمت روند مدلمحور، مدیریّت طبیعت بیش از پیش درگیر ساختارهای الگویی شدهاست و امروزه شناخت محیطزیست چنان در قالب مدلسازی متجسّم میشود که مدل ابزار مبنایی این شناخت تلقی میشود. لذا این پژوهش با بهرهگیری از تحلیل محتوا کیفی و تأکید بر مدلسازی منابع آب و خاک تلاش دارد که نشاندهد مقبولیت مدلها متناظر است با اندیشهها و سیاستهای اقتصادی-توسعهای. نتایج تحلیل محتوا بیانکنندهی تعریف مدل بهعنوان ابزار منعکسکننده عملکرد سیاستهای محیطزیستی مدیران و سیاستگذاران است. استخراج چهار رابطهی اساسی بین نگاه سیاستی و چارچوب مدلهای محیطی نیز حاکی از آن است که مدل قادر به ادامهی شناخت کامل چارچوب معرفتی محیطزیست برای تحلیل نیست. درحالیکه تلاش دارد که روابط بین فرآیند سیاستگذاری و فرآیندهای طبیعی را مفهومسازی کند. به شکلی که سیاستگذار وظیفه سیاستگذاری را به بهترین شیوه انجام دهد و وقتی موازنه نابهینه در اعمالهای مدیریتیاش وجود دارد، راهحلّهایی برای بهینهشدن آن ارائه دهد.