مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین الملل

نویسندگان

1 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jls.2023.46811.4911
چکیده

مهاجرت به معنای مسافرت و جابه­جایی فرد انسانی از کشوری به کشور دیگر برای زندگی و اقامت است. این پدیده انسانی با رویکردهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مردم‌شناسانه قابل بررسی است. مبانی حق بر مهاجرت فرد مسلمان به کشورهای ­غیراسلامی و اقامت در آن کشورها در پژوهشی با سنجه­های فقهی و آموزه­های حقوق بین­الملل مسئله این پژوهش است. روش این پژوهش در مقام ارزیابی و داوری تحلیلی است. البته با توجه به بین­رشته­ای و تطبیقی بودن ساحتی از پژوهش، مقایسه و تطبیق آموزه­های دو حوزه دانشی فقه و حقوق بین­الملل در زمینه مسئله موردبحث مدنظر بوده است. بر اساس بروندادهای این پژوهش در حقوق بین­الملل به‌ویژه در پرتو آموزه­های نظام بین‌المللی حقوق بشر، حق بر مهاجرت و اقامت حقی نسل اولی است. چنانکه بایستگی زیست انسانی و اسلامی که تلازمی با زندگی در کشورهای اسلامی نداشته و ندارد، به‌عنوان اصلی اولی مورد درک عقل و تأیید شرع است. این فهم مبنای روایی مهاجرت و اقامت فرد مسلمان در کشورها­ی غیراسلامی است. توجه به اقتضای درک عقل در مسئله موردبررسی و تأکید بر شناور بودن حکم مسئله ازجمله بروندادهای قابل اعتنا این پژوهش است.