کاربست «دلالت زبانی» در فهم و تفسیر قرآن‌کریم؛ مطالعۀ موردی: «مسئلۀ محکم و متشابه»

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران

2 دانش‌آموختۀ دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران

doi
10.22059/jqst.2021.319950.669707
چکیده

«محکم و متشابه»، مسئله‌ای کهن و پردامنه در علوم قرآن و تفسیر آن بوده و هست. شناخت و تحلیل این پدیده در فهم و تفسیر قرآن کریم، نقشی به‌سزا دارد و پژوهش‌گر قرآنی را از خطا و تفسیر به‌رأی بازمی‌دارد. مقالۀ حاضر با رویکرد «دلالت زبانی» که به‌تازگی در فهم و تفسیر قرآن و سنت به‌ کار آمده است، به بررسی مسئلۀ «احکام و تشابه» در قرآن مجید می‌پردازد و یافته‌های خود را در این‌باره با نتایج قرآن‌شناختی مرحوم علامه طباطبایی می‌سنجد. در این پژوهش سه عنصر: «اشتراک لفظی، اختلاف در اَفهام و غیاب فضای خطاب»، از علل برجستۀ پدیدۀ «تشابه معنایی» در چارچوب دلالت زبانی شناخته شده است. همچنین‏‏، محکم ‌بودن تمام آیات قرآن در ساختار دلالت زبانی، نسبیت در تشابه معنایی آیات و نیازمندی غیرمخاطبان به تعلیم از سوی «عالمان قرآن»‌ از دیگر نتایج مهم این پژوهش است. نیز، شایان ذکر است، این نوشتار در تلاش برای پیشنهاد تفسیری نوین از آیۀ هفتم سورۀ آل‌عمران با بهره‌گیری از دلالت زبانی است.