خوانش تطبیقی بینانظریه ای دو رمان «لطفاً درب را ببندید» و «شهر شیشه ای»
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 محقق پسادکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.63815.3458چکیده
در این پژوهش رمان های پسامدرن «لطفاً درب را ببندید» از جواد مجابی، نویسنده و ادیب معاصر ایرانی که از ویژگی های پسامدرن در شرایطی غیر از «وضعیت» تحقق آن بهره گرفته است و «شهر شیشه ای» از پل اُستر نویسنده و ادیب معاصر آمریکایی که در بستر فرهنگی و اجتماعی تحقق «وضعیت پست مدرن» قلم زده شده است به صورت تطبیقی بررسی شدهاند. ادبیات تطبیقی می تواند بینانظریه ای باشد؛ یعنی افزون بر نظریۀ مکتب های ادبی از نظریه های دیگر چون پسامدرنیستی بهره گیرد. هر دو نویسنده بیش از هر چیزی بر شرایط انسان با تمام ویژگی ها و پیچیدگی-هایش تمرکز دارند و به هویت و به آنچه هویت را میسازد، میاندیشند. انتظار میرود به دلیل گسترده بودن موضوع پست مدرن در غرب، ساختارشکنی ها در آثار اُستر هوشمندانه تر باشد و با وجود تعدد روایت های نامنسجم در رمانش به خوبی مشخصه های پست مدرن را در آن جلوه گر سازد؛ حال آنکه مجابی در تکاپوی نزدیک کردن رمان های خود به مؤلفه های پسامدرنیستی است و اگر هم کاستی ای دیده میشود به دلیل تازه بودن آموخته های بنیادی مسئلۀ پست مدرن در ایران و عدم وجود آموزش های آکادمیک در این زمینه باشد.