تأثیر کاربرد بقایای گندم (.Triticum aestivum L) و لوبیا (.Phaseolus vulgaris L) و سولفات روی بر عملکرد و برخی ویژگی‌های شیمیایی دانه گندم

نویسندگان

1 استاد گروه زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، اهواز، ایران

3 مربی گروه علوم زراعی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22084/ppt.2017.7365.1424
چکیده

به‌منظور ارزیابی اثر بقایای گندم (Triticum aestivum L.) و لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) به‌همراه سولفات روی در مزارع گندم بر میزان عملکرد، غلظت روی، پروتئین و اسید فیتیک دانه گندم، آزمایشی در سال زراعی 1392-1391 در یکی از مزارع شهرستان دهاقان در استان اصفهان در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار با شش تیمار (شاهد، سولفات روی، بقایای گندم، بقایای لوبیا، بقایای گندم + روی و بقایای لوبیا + روی) به اجرا در آمد. نتایج تجزیه واریانس بیانگر اختلاف معنی‌دار اثر تیمارهای مختلف آزمایشی بر عملکرد، غلظت روی، غلظت اسید فیتیک، نسبت مولی اسید فیتیک به روی و پروتئین دانه گندم بود. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که به‌ترتیب بالاترین میزان عملکرد (8/3 تن در هکتار)، پروتئین (3/10%) و غلظت روی دانه (36 میلی‌گرم در کیلوگرم) مربوط به تیمار بقایای لوبیا + روی و کم‌ترین میزان آن‌ها مربوط به تیمار شاهد (8/2 تن در هکتار)، (54/7%) و (26 میلی‌گرم در کیلوگرم) بود. کاربرد بقایای گیاهی در تمامی تیمارهای موردبررسی مخصوصاً تیمار بقایای لوبیا + روی باعث کاهش 36 درصدی نسبت مولی اسید فیتیک به روی نسبت به تیمار شاهد شد. در بین بقایای گیاهی، بقایای لوبیا دارای کم‌ترین میزان (4/15) نسبت کربن به نیتروژن بود. در مجموع نتایج نشان داد که در شرایط آزمایش حاضر، تیمار بقایای لوبیا + روی با بالاترین میزان عملکرد، غلظت روی و پروتئین دانه و کم‌ترین میزان نسبت مولی اسید فیتیک به روی برتر از سایر تیمارهای دیگر موردبررسی بود.