نقد عرفان خراسان در مقالات شمس تبریزی

نویسندگان

1 استادیار، گروه عرفان اسلامی، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.53903.3113
چکیده

جریان عرفان عاشقانة خراسانی دارای سنّت سلوکی خاصی با محوریت مفهوم عشق است. پس از انتشار مقالات شمس تبریزی یکی از موضوعات مورد توجه این بود که شمس امثال بایزید از پیران خراسان و حتی جنید، حلاج و ابن‏عربی را نیز قبول ندارد. در این پژوهش مشخص می‏شود که عمده نقد شمس به شخصیت این افراد نیست، بلکه به شیوة عرفانیِ ایشان است. واقعیت این است که شمس تبریزی یکی از برترین منتقدان عرفان خراسان بود که خود نیز به این جریان تعلق داشت. برای اثبات این مدعا ابتدا ویژگی‏های مهمِ سلوک خراسانی همچون تأکید بر ریاضت، سکر، شطح و فنای در پیر بیان شده آنگاه دیدگاه‏های شمس دربارة این ویژگی‏ها تبیین و تحلیل شده است. شمس با نظام خانقاهی مستقر در عرفان خراسان و سنّت‏هایی چون خرقه دادن و خرقه گرفتن مخالف بود. وی ریاضت‏ها و چله‏نشینی‏های متداول را یک انحراف جدی می‏دانست. احوالی چون سکر و شطحیات ناشی از آن را نیز از ناکارآمدی‏ها و نواقص این سنّت سلوکی می‏دانست. از مهم‏ترین دستاوردهای بحث آن است که شمس به دنبال رجعت به سنّت نخست خراسانی بود؛ زیرا اتکای تصوف را به نظام خانقاهی موجود، قابل قبول نمی‏دانست. او می‏کوشید تصوف را به سوی وابستگی به ولایت معنوی مشایخ و آموزة فنای در پیر سوق دهد.