رویکردی شناختی به مسئلة هم معنائی بافتی در سطح افعال زبان فارسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان شناسی همگانی دانشگاه بوعلی همدان

doi
چکیده

رویکرد معنی‌شناسی شناختی که مبنای درک پدیده‌های مختلف زبانی و غیرزبانی را «شناخت» انسان میداند، از طریق ابزارهای متعددی از جمله شکل گیری طرح‌واره‌های تصوری در ذهن، به توجیه چگونگی درک مقولاتی زبانی نظیر «هم‌معنائی» میپردازد. در مقالة حاضر با بررسی جایگزینی معنایی که روند آن از سمت مفاهیم انتزاعی به سمت مفاهیم ملموس و عینی است، به ارزیابی نقش طرحواره‌های تصوری در ایجاد «هم‌معنائی بافتی» در سطح افعال زبان فارسی پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که تشابه طرح‌واره‌های تصوری افعال، عامل اصلی بروز هم‌معنائی در آنهاست. افزون بر این، نزدیکی مفاهیم واژه‌ها، سبب هم‌معنی شدن و جایگزینی آنها به جای یکدیگر میشود و «شناخت» انسان است که نزدیکی مفاهیم را تشخیص میدهد. یقیناً پیامد چنین پدیده‌ای هرگز هم‌معنائی مطلق نخواهد بود.