حقوق طبیعی تکاملی؛ تأملی بر جایگاه متغیر در اندیشة حقوق طبیعی دابن، رنار و اشتملا
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22099/jls.2023.41302.4467چکیده
کارکرد ذاتی حقوق طبیعی، معیار امر درست بودن است؛ بنابراین، ارتباط حقوق طبیعی با امر متغیر، اگر این ذات را با چالش مواجه سازد، میتواند عبور از اندیشة حقوق طبیعی را نتیجه بدهد. دغدغة اندیشمندان حقوقی نیمة اول قرن بیستم، ارائة نظریهای از حقوق طبیعی است که بر تعامل متافیزیک و واقعیت استوار باشد؛ استیلای متافیزیک بر واقعیت، بهعنوان بنیان حقوق طبیعی مدرن، نوعی از حقوق طبیعی را نتیجه میدهد که رابطهای با واقعیت، یعنی همان امر متغیر ندارد. باید از عدالتی صوری عبور کرد و واهمهای نداشت از اینکه معنای این عبور، گذار از عدالت به انصاف باشد. بااینحال، پرسش اصلی این است که ارتباط حقوق طبیعی با متغیر، چگونه و تا به کجا باید باشد؟ بهنظر میرسد «حقوق طبیعی با محتوای تغییرپذیر» اشتملا، از آنجا که تابعی از متغیر است، کارکرد ذاتی حقوق طبیعی را با چالش مواجه میکند. «حقوق طبیعی با محتوای تکاملی» رنار، بهمانند «حقوق طبیعی با اجراهای متغیر» دابن نیز تعبیر دقیقی نیست. دغدغة حداقلی از متافیزیک و ضرورت گذار از هست به باید، بهعنوان اساس اندیشة حقوق طبیعی، ایجاب میکند که چارچوب رابطة این اندیشه با متغیر، «حقوق طبیعی با اجراهای تکاملی» باشد. نگارنده تلاش دارد تا با تحلیل مقایسهای سه قالب پیشنهادی دابن، رنار و اشتملا برای رابطة حقوق طبیعی و امر متغیر، و نقد این سه قالب، فرضیه خود یعنی «حقوق طبیعی با اجراهای تکاملی» را مستدل کند.