آسیب شناسی سیاستگذاری موسیقی در جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jppolicy.2020.75200چکیده
موسیقی از هنرهای اصیل ایرانی و از مهمترین ارکان فرهنگهای قومی است که امروزه نقش هویتبخش غیرقابل انکاری خصوصا در میان قشر جوان یافته است. قوانین ایران براساس مبانی اسلامی وضع میشوند و موسیقی همچنان یکی از مسایل مبهم و بحثبرانگیز در فقه اسلامی است که همین امر سبب ایجاد حساسیتهایی پیرامون آن گردیده است. موسیقی هنری فراگیر و محبوب است اما خلاء وجود سیاستگذاریهای مدون برای استفاده از ظرفیت عظیم فرهنگی و هنری آن از نقاط ضعف جمهوری اسلامی بهشمار میرود که اینک در چهلمین سالگرد انقلاب، در مواجهه با امر موسیقی در جایگاهی قرار دارد که شاید دور از ذهنترین تصویر در سالهای ابتدایی انقلاب بوده باشد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلسیستمی و با نگاهی به چرخه سیاستگذاری عمومی، روند سیاستگذاری موسیقی را با برشماری مولفههای ورودی، طراحی و اجرا بررسی کرده و در انتها با ذکر نتایج حاصل از سیاستها به ارزیابی عملکرد دولت جمهوریاسلامی پرداخته است. بهنظر میرسد رویکرد جمهوری اسلامی به هنر رویکردی به اصطلاح افلاطونی است که فعالیت هنرمند را تنها تحت نظارت دائمی حاکمان مجاز میداند. از طرفی کمبود امکانات و ضعف منابع مالی با نگاه افلاطونی همخوانی نداشته و موجب عدمکارایی دولت گشته است. چنانچه دولت با تغییر در نگرش خود، روشی ارسطویی را در مواجهه با مساله موسیقی در پیش گرفته و پیشگام آموزش موسیقی ملی ایرانی در نظام آموزشوپرورش باشد، بیشک گام مهمی در ارتقای سطح سلیقه موسیقیایی افراد، خصوصا نسلهای آینده خواهد برداشت. همچنین باید با تدوین سیاستهای کلی و تعیین مصادیق، از جزییات امر پرهیز نموده و با اتخاذ سیاستهای اقتصادی مناسب و اخذ مالیات از فعالیتهای موسیقی بخش خصوصی، توان حمایت از هنرمندان ملی، احیای موسیقی نواحی و نشر موسیقی اصیل ایرانی را بهدست آورد.