نقش شرط مارتنس در تدوین و جرم انگاری جرایم بین المللی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان
2 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران
doi
10.22099/jls.2023.41999.4549چکیده
شرط مارتنس بدون شک یکی از مقررات بنیادین حقوق معاصر جامعه بینالمللی است. علاوه بر سایر حوزههای حقوق بین الملل، حقوق بینالملل کیفری جولانگاه و عرصهای برای حضور و اثرگذاری عینی شرط مارتنس و مظاهر آن بوده است. صورت بندی شرط مارتنس از اصل بشریت و الزامات ناشی از وجدان عمومی به عنوان یک نکته تعیینکننده برای ورود به اسناد حقوق بین الملل، بخشی از تفکرات جنایات بینالمللی را بوجود آورد چرا که اصول بشریت و وجدان انسانی، دو عنصر مرتبط که توسط ارتکاب جنایات تهدید میشوند، بخش مهمی از محدوده حفاظتی هستند که وجود جرم در حقوق بین الملل کیفری را توجیه میکنند. در این مقاله نشان داده میشود که چگونه ایده بشریت و وجدان عمومی منتج از شرط مارتنس در تدوین و شکلگیری جرایم بین المللی بویژه جنایات علیه بشریت و نسلکشی نقش داشته است. با تتبع در آموزههای حقوقی، اسناد و رویه قضایی به این نتیجه می رسیم که با پذیرش قانونی و تفسیر قضایی موسع و حمایتی محاکم کیفری، شرط مارتنس در مسیر جرمانگاری جنایات بین المللی و تعرض به ارزشهای انسانی نقش کلیدی ایفا نموده است. در واقع، اوج اعتلای شرط مارتنس در عرصه حقوق بین الملل کیفری در رفع خلأهای حقوقی و مبارزه با بی کیفرمانی و مصونیت جنایتکاران در عرصه بین المللی و تعقیب و محاکمه متجاسران به ارزشهای انسانی تجلی یافته است.