آرایۀ استطراد و تأثیر آن در تفسیرآیات قرآن کریم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه تهران
doi
10.22059/jqst.2020.288821.669373چکیده
قرآن کریم سامان یابی علوم بسیاری از جمله علم بدیع را سبب شده است و «استطراد» یکی از آرایه های بدیع است که با وجود سابقۀ طولانی و اهمیت بسیار، تعریف منسجمی از آن ارائه نگردیده و کاربرد آن در قرآن کریم آنچنانکه باید، نمایان نگشتهاست؛ به نحویکه برخی از تفاسیر، با استناد به سیاق، منکر آن شده و از درک حقایق بازماندهاند؛ اما اینک، این مسئله مطرح می شود که آیا می توان با بازتعریف آن، تفسیر قابل قبولی از آیات استطراد ارائه داد؟ و نقش آنرا در تفسیر صحیح تبیین کرد؟ و نشان داد که عملکرد مفسران در این آیات چگونه بوده است؟ این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی به نتایج زیر دست یافت: استطراد عبارت است از خروج از یک معنا و ورود به معنایی جالب و زائد یا در خور توجه و اصلی که در ظاهر بیارتباط ولی در واقع مرتبطاست و دوباره به معنا و مطلب اول بازمیگردد و در تفسیر، بیانگر آن است که نسبت به ماقبل و مابعد خود از هویتی مستقل برخوردار بوده و با آندو، دارای وحدت موضوعی است و مفسران در عمل به آن، دچار اختلاف شده و در نحوۀ تطبیق استطراد در آیات به چهار دسته تقسیم شدهاند: نفی مطلق، اثبات مطلق، قبول به عنوان یکی از وجوه تفسیر، اما با اعتبارگرفتن مصادیق مختلف و تناقض در نفی و اثبات آیات یکسان.