بررسی اصول و معیارهای مدیریت مطلوب شهری از دیدگاه سه مکتب لیبرالیسم، سوسیالیسم، و اسلام
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
3 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، ایران
4 دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2020.301756.1008112چکیده
مدیریت مطلوب شهری موردتوجه بسیاری از کشورهای جهان بوده است؛ این مفهوم ریشه در مکاتب لیبرال و پسامارکسیستی دارد و در پی آن است که از طریق ایجاد فضایی دموکراتیک در یک شهر به افزایش مشارکت همگانی در شهر منجر شود و اگر به شاخص های حکمرانی خوب به مدیریت شهری توجه شود، درنهایت باعث خواهد شد تا شهروندان و مسئولان شهری در فضایی آزادانه و به دور از هرگونه ابهام و سوء مدیریت به ادارة شهرها بپردازند که نتیجة آن ایجاد شهرهایی با مسئولان پاسخگو و شهروندانی قانونمدار خواهد بود. حکمرانی خوب از دو ایدئولوژی سیاسی عمده نشئت گرفته است: دیدگاه نئولیبرالیسم که حداقل دخالت دولت و حداکثر دخالت سازمان بازار را تجویز میکند و دیدگاه سوسیالدموکراسی که در پی شناخت و بهرهگیری از کارایی بازار در شرایطی است که بر استانداردهای عدالت اجتماعی و بهبود اقتصادی درازمدت استوار است و به ایجاد زیرساختهای سیاسی و نهادی و توانمندیهای اجتماعی توجه دارد. درنقطة دیگر دیدگاه اسلام هست که با نگاهی جامعتر به اصول حکمرانی خوب توجه میکند. هدف از این پژوهش بررسی معیارهای مدیریت مطلوب شهری از دیدگاه مکاتب سیاسی است. روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است و جمعآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای است. در این تحقیق، با توجه به مقایسة نتایج دیدگاه سه مکتب مدیریت مطلوب شهری، میتوان بیان کرد که کلیة شاخصهایی را که در مکاتب لیبرالیسم و سوسیالیسم برای مدیریت شهری مطلوب ارائه شده اسلام در زمانهای دور بدانها اشاره کرده است و حتی بسیار جزئیتر و کامل تر به شاخص های مطلوب در همة ابعاد توجه داشته است که حتی در قالب عدالت اجتماعی سعی داشته با توجه به جایگاه اجتماعی و درآمد افراد به توزیع امکانات و تسهیلات شهری بین شهروندان توجه داشته باشد. بنابراین، مدیریت شهری مطلوب از دیگاه اسلام نسبت به دو دیدگاه قبلی از جامعیت بیشتری برخودار است.