ضمیر ناخودآگاه جمعی و نقش درونمایهها و تصاویر آن در غنای اثر ادبی با تکیه بر مقایسه موضوع «صبر بر مصیبت» در «کلیدر» و «دا»
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.46419.3496چکیده
برای نقد یک اثر هنری روش های مختلفی وجود دارد که منتقدین با بهکارگیری آنها به نقد و تحلیل آثار هنری و ادبی میپردازند. تا به امروز، نقدهای صورت گرفته بیشتر متوجه دنیای بیرون نویسنده، نفس اثر به تنهایی و همچنین اِعمال نفوذ نویسنده بر داستان بوده است. این پژوهش سعی دارد یافته های مطالعات روانشناختی درباره ضمیر ناخودآگاه جمعی و استفاده از محتویات و امکانات آن در خلق اثر هنری را بررسی کند؛ از این رو، هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال است که عوامل و عناصر متعلق به ضمیر ناخودآگاه در ادبیت یا بخشیدن حیثیت ادبی به «دا» و «کلیدر» چه نقشی داشته است؟ این پژوهش به شیوۀ تحلیل اسنادی و روش تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است. نتیجه نشان میدهد که هر متنی با هر سطحی نمیتواند بستر مناسب و شرایط لازم برای ایفای نقش کهن الگوها و اساطیر را در خود فراهم سازد. متونی که تنها پرورده عقل و حواس پنجگانه باشد، نمیتوانند پا را فراتر از عقل بگذارند؛ این در حالی است که هر چه حس و تخیل آزادتر گذاشته شود، متنی ادبی تر و از لحاظ اساطیری، غنیتر در اختیار خواهیم داشت.