نظاممندی در مفهومسازی استعاری معرفت بر پایۀ دریافتهای دیداری در تمهیدات و نامههای عینالقضات همدانی: رویکردی شناختی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.59570.3340چکیده
هدف از پژوهش پیش رو تبیین وجود نظاممندی در مفهومسازی استعاری معرفت بر پایۀ دریافتهای دیداری در تمهیدات و نامههای عینالقضات همدانی بوده است و نگارندگان کوشیدهاند علاوه بر نشان دادن وجود انطباق استعاری میان مفاهیم حوزۀ معرفت و دریافتهای دیداری و تبیین چگونگی این انطباق بگویند در کتب مذکور کدام استعارههای مفهومی بنیادین مدلولهای دیداری را با معرفت انطباق میدهد. برای نیل به این هدف نگارندگان از چهارچوب نظری استعارۀ مفهومی بهره گرفتهاند. مدعای پژوهش حاضر این بود که میان استعارۀ «دانستن، دیدن است» و مجموعه مفاهیم حوزۀ معرفت سازگاری وجود دارد. همچنین در این پژوهش چگونگی انطباق اصطلاحات حوزۀ معرفت -رؤیت قلبی، نور، نور محمدی و نور سیاه عزازیلی- براساس استعارۀ مفهومی «دانستن، دیدن است» با حس بینایی بررسی شده است. دستاوردهای دیگر پژوهش نیز نشان داد در دستگاه فکری عینالقضات نور و ظلمت و استعارههای مفهومی زیرمقولهای این دو حوزه با استعاره «دانستن، دیدن است» همخوان است و مفهومسازی از معرفت با ادراکهای دیداری انطباق دارد.