نشانه‌شناسی نظام پوشاک در مثنوی مولوی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.59478.3330
چکیده

نظام پوشاک از نظام ­های بسیار مهم است که در متون ادبی حضور چشمگیری دارد. مولوی از جمله شاعرانی است که توانسته است نظام نشانه­ های زبانی پوشاک را به نشانه ­های ادبی تبدیل کند. او با کاربرد واژگان و نشانه ­های روزمره پوشاک، نشانه­ های تازه­ای را در متن حکایت خلق می­کند. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل نشانه ­های  پوشاک در حکایت­ هایی از مثنوی با رویکرد نشانه‌شناسی بارت به ویژه نظریه هم­سازه و ناسازه بپردازد. در این نظریه، بارت معنا و مفهوم نشانه را به معنای صریح، محدود نکرده و تلاش می­کند که الگویی را طراحی کند تا در کنار معنای صریح به معنای ضمنی نشانه­ ها دست یابد. بررسی تحلیلی این نظریه در حکایت­ هایی از مثنوی نشان می­دهد که مولانا نشانه‌ها را در معنای قراردادی آن­ها به کار نمی­گیرد، بلکه با خلق نشانه­ های جدید و همچنین تفسیر و تأویل حکایت­ ها به خوانشی نو از نشانه­ های اولیه دست می­ یابد که این نشانه­ ها با کل نظام نشانه­ ای مثنوی در پیوند است.