نگاهی بر انواع باهمآیی در غزلیات صائب تبریزی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی زبانشناسی، پژوهشکدۀ دانشنامهنگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
2 استادیار، پژوهشکدۀ دانشنامهنگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.49171.2926چکیده
«باهمآیی» در متون ادبی که حاصل خلاقیت شاعر و نویسنده در انتخاب و تلفیق واژگان در محور همنشینی زبان با ارائه تصاویر بدیع است، تناسب معنایی و لفظی دلپذیری را ایجاد میکند که گاهی مشخصه سبکی آن شاعر یا نویسنده بهشمار میرود؛ از این رو، بررسی متون ادبی از منظر باهمآییها، زمینه را برای شناخت بیشتر آثار ادبی و سبک پدیدآورندگان آنها فراهم میکند. در پژوهش حاضر، این پدیده زبانی در غزلیات صائب تبریزی که سبک هندی در شعر او به کمال رسیده، مورد مطالعه قرار گرفته است. اهداف اصلی این مطالعه، نشان دادن پربسامدترین نوع باهمآییها، انواع و همچنین کارکرد آنها در خلق معانی و تصاویر بدیع در غزلیات صائب به روش توصیفی- تحلیلی است که به منظور نیل به این اهداف از تقسیمبندیای که صفوی از باهمآییها در زبان فارسی ارائه داده، بهره گرفته شده است. این پژوهش، پیکرهبنیاد بوده و پیکرة مورد نیاز آن از50 غزل صائب (از غزل1400 تا1450) با حدود 573 بیت، استخراج شده است. از این میان، 278 بیت حاوی انواع باهمآییها بوده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که از انواع باهمآیی، بجز باهمآیی «فعل با فعل»، «قید با فعل» و «همآوا- همنویسه» در غزلیات صائب بهره گرفته شده است، اما باهمآیی تداعی معنایی و از میان انواع روابط مفهومی آن، رابطه شمول معنایی، بیشترین بسامد کاربرد را داشته است. همچنین در این بررسی مشخص شد که میتوان انواع باهمآییهای غزلیات صائب را در سه گروه طبقهبندی کرد: 1- باهمآییهایی که با همان لفظ و معنا امروزه نیز در زبان و شعر معاصر به کار میروند .2- واژگان همآیندی که با اندکی تغییر در لفظ، اما با همان بار معنایی در روزگار ما نیز کاربرد دارند. 3- همآیندهایی که یکی از واژگان آن، به کلی مهجور شده و در زبان و شعر امروز به کار نمیرود.