بررسی مقابله ای استعارۀ مفهومی جهتی در رمان های «شوهر آهو خانم» افغانی و «هرگز رهایم مکن» ایشی گورو

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

3 دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.54194.3124
چکیده

زبان‎شناسی شناختی، دانش زبانی را وابستۀ اندیشه و شناخت می­داند و استعارۀ مفهومی را به عنوان ابزاری برای چگونگی اندیشیدن و رفتارهای زبانی معرفی می­کند که از طریق بررسی آن می­توان شباهت و تفاوت فرهنگ­ ها را به دست آورد. استعارۀ جهتی از گونه­ های استعارۀ مفهومی است که در آن مفاهیم انتزاعی در زبان جهت‎دار می‎شوند. در استعارۀ جهتی، کل یک نظام از مفاهیم در ارتباط با نظامی دیگر سازمان بندی می‎شود و از آنجا که با جهت های فضایی مانند بالا، پایین، درون، بیرون در ارتباطند، استعارۀ جهتی نامیده می‎شوند. این استعاره ها ریشه در تجربۀ فیزیکی و فرهنگی انسان ها دارند و با وجود اینکه تقابل‎ه ای قطبی بالا، پایین و اجزای آن به لحاظ ماهیت، فیزیکی محسوب می‎شوند، اما استعاره های جهتی که بر مبنای آن‎ها ساخته می‎شوند، می‎توانند از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشند. بر این اساس، در پژوهش حاضر به بررسی و تطبیق این استعاره در دو رمان «شوهر آهو خانم» اثر علی محمد افغانی و «هرگز رهایم مکن» اثر ایشی‎گورو به روش توصیفی- تحلیلی پرداخته شده است. برای این منظور داده های تحقیق با تعداد 36 مورد استعاره مفهومی جهتی (16 مورد در اثر افغانی و 20 مورد در اثر ایشی گورو) استخراج و تفاوت و تشابه آن­ها در حوزه های مبدأ و اسم نگاشت آن­ها بررسی شد. نتایج بررسی نشان داد که شباهت‎ ها میان استعاره های مفهومی مبتنی بر درک انسان از مقوله «جهت» در دو زبان بیشتر از تفاوت هاست که در نگاه کلی، نمایانگر یکسان بودن توجه دو نویسنده به این استعاره است. با توجه به تفاوت های اندک استعاری در دو زبان به این نتیجه می‎رسیم که گرچه هر دو نویسنده از الگوی فرهنگی واحدی برای تولید استعاره های جهتی استفاده کرده‎اند، تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی سبب تولید نگاشت‎ های متفاوتی شده است.