آسیبشناسی بلاغت زبان براساس نظریۀ نقشگرا (با تکیه بر داستان یکی بود و یکی نبود جمالزاده)
نویسندگان
1 دانشیار،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.47100.2826چکیده
زبانشناسی نقشگرا که نشأت گرفته از مکتب نقشگرا است، تواناییها و خلاقیتهای مؤلف در استفاده از نظام گفتاری و نوشتاری زبان، جهت نظام بلاغی و کارکردهای دیگر زبان را مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. صاحب نظرانی چون مارتینه، یاکوبسن و هلیدی برای زبان نقشهای گوناگونی را برشمردهاند.که از این میان نقشهای ششگانۀ: ارتباطی، ارجاعی، ترغیبی، عاطفی، محمل اندیشه و آفرینش ادبی از همه مهمتر و مشهورتر است که در این مقاله در داستان «فارسی شکر است» اثر محمدعلی جمالزاده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از این دیدگاه، جمالزاده به عنوان پیشاهنگ داستاننویسی کوتاه فارسی با آگاهی از ظرفیتهای بالقوۀ زبان فارسی و با تسلط بر فنون روایت، توانسته به خوبی از نقشهای ششگانۀ کلام برای ایجاد جذابیتهای ادبی بهره گرفته به آسیبشناسی بلاغت زبان بپردازد. او در این داستان به شیوۀ هنرمندانه و به طور ملموس و عملی، مهمترین و خطرناکترین آسیب زبان را که بیگانهمآبی مفرط و نابهجاست به مخاطب گوشزد کرده، آنها را به استفادۀ طبیعی از زبان برای بلاغت آن ترغیب میکند.