نظریه وعده به عنوان مبنای الزامآوری قراردادها
نویسندگان
1 پاسداران 15 پلاک 16
2 Professor of Private Law, University of Judicial Sciences and Administrative Services,Tehran,Iran
3 دانشیار گروه حقوق اسلامی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران
doi
10.22099/jls.2022.40152.4330چکیده
نظریه وعده، استناد آگاهانه و ارادی به عرف وعدهها را توجیهکننده اعمال قدرت قانونی برای تضمین قرارداد میداند. چنین برداشتی از مبنای قرارداد، برای الزام آن دسته از اعمال حقوقی که به صورت وعده در میآیند، یک قاعده عمومی به دست خواهد داد. با وجود این، مقدماتی که برای اثبات این امر در این نظریه به کار رفته، از چند جهت عمده مورد انتقاد قرار گرفتهاست. دستهای از منتقدین، برداشت خود از حدود آزادی قراردادی را مستمسکی برای نقد نظریه وعده قرار دادهاند. گروهی نیز عدم همسویی وعده با نظریههای کلانتر استحقاق و ناتوانی در تبیین برخی دکترینهای قرارداد را دلیل ضعف آن انگاشتهاند. با در نظر آوردن مجموع استدلالها و نقدهای آن میتوان دریافت که علیرغم اینکه نظریه وعده بخشی از واقعیت را به درستی تبیین میکند اما از جهت تاکید بیش از اندازه بر ذهنیات طرفین عقد نیاز به اصلاح دارد.