کارکرد معنایی و زیباشناختی موسیقی در کشف‌المحجوب هجویری

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.55142.3159
چکیده

در تعریفات شعر از سه عنصر عاطفه، تخیل و موسیقی سخن می‌رود. متون نثر فارسی در دوره­ های گوناگون، کم و بیش از عناصر شعری بهره­ برده­اند.آثار صوفیانه و عارفانه به اقتضای اهداف و مضامینشان، گرایشی بیشتر به شاخصه­ های شعری داشته ­اند تا آنجا که گاه درک ظرایف معنایی و نمودهای زیباشناختی این متون به تحلیل تصاویر و جلوه­ های موسیقایی آن‌ها وابسته است. بر اساس این اهمیت، هدف مقالۀ حاضر، بررسی کارکرد یکی از عناصر کلیدی شعر؛ یعنی موسیقی در کشف‌المحجوب هجویری به عنوان یکی از مهم‌ترین متون نثر عارفانه  است تا میزان و کیفیت شعروارگی آن از این منظر مشخص شود. یافته­ های این پژوهش توصیفی-  تحلیلی نشان می‌دهند، موسیقی درونی و معنوی، کارکردی تعیین­ کننده در نثر هجویری داشته و به القای مؤثرترِ مفاهیم و ذهنیات، مدد بارز می‌رسانند. نمود موسیقی درونی که تناسب و جذابیت لفظی- آوایی را ارتقا می‌بخشد، بیشتر از معنوی بوده است. سجع به خصوص متوازی، جناس به ­ویژه زاید، تکرار واژه، واج­آرایی و نیز تضاد از مصادیق بارزتر موسیقی درونی و معنوی در کشف‌المحجوب هستند که غالباً در این مواضع نمود می‌یابند: ذکر نام اولیاء و توصیف شخصیت و احوالشان، حکایت­ ها و نقل سخنان مشایخ و ارشادهای آنان و نیز تبیین اصطلاحات عارفانه؛ اعم از مفاهیم مرتبط با توحید، معرفت نفس، مرگ، فنا و بقای عرفانی، مراتب سلوک و نکوهش نفس و دنیای مذموم.