تحلیل و بررسی هنردرمانی وجودی مبتنی بر حیات معقول از نظر علامه جعفری
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور، گروه معارف اسلامی، تهران ـ ایران،
2 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه مراغه
doi
10.22034/nrr.2026.69566.1537چکیده
پژوهش حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر اندیشهی علامه جعفری، به بررسی نقش و پیوند مفهومی هنر در حیات معقول و تأثیر آن در تقویت درمانگری وجودی میپردازد. هدف اصلی مقاله، واکاوی ظرفیتهای درمانگرایانه هنر اصیل از منظر جعفری و تحلیل نسبت آن با مؤلفههای درمانگری وجودی، از جمله معنا، خودآگاهی، مسئولیتپذیری و تعالی روحی است. از دیدگاه علامه جعفری، هنر صرفاً تقلید طبیعت یا بازتاب احساسات سطحی نیست؛ بلکه فرآیندی آگاهانه و تعالیبخش است که در آن انسان از طریق احساس تصعیدیافته، تلاش میکند «واقعیت آنچنانکه هست» را به «واقعیت آنچنانکه باید باشد» تبدیل کند. در این مسیر، هنر اصیل نقش مهمی در تحقق حیات معقول ایفا میکند؛ حیات هدفمند و مبتنی بر عقلانیت که زمینهساز تعالی معنوی و شکوفایی وجودی انسان است. جعفری میان هنر اصیل و غیراصیل تمایز قائل میشود. هنر غیراصیل دنبالهرو تمایلات سطحی و روزمره انسان است، در حالیکه هنر اصیل حقیقتجو، خلاق و متعهد به تعالی انسان است. هنر اصیل، زیستن معقول در اندیشههای دینی را بهصورت عملی و کارآمد ترسیم میکند و مبانی فکری علامه در باب هنر و حیات معقول نیز متأثر از اندیشه های وی در این عرصه است. یافتهها نشان میدهد که در منظومه فکری جعفری، هنر اصیل در حیات معقول میتواند رهیافتی مؤثر برای تقویت فرآیند درمانگری وجودی باشد.