تأثیر پیکرگردانی بر تغییر جایگاه شخصیت در پارهای از قصه های عامه (با نگرش به نظریۀ «شخصیت» از دیدگاه کلود برمون)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.22054/ltr.2021.48431.2879چکیده
پیکرگردانی یا ترنسفورم به تغییر ماهوی شخصیت انسانی یا غیرانسانی بر اثر نیرویی فرازمینی اطلاق میشود. مقالۀ حاضر بر آن است که این استحالۀ ماهوی شخصیت های قصه های عامه را در چهارچوب نظریۀ روایتشناسی کلود برمون مورد بررسی قرار دهد. کلود برمون در طبقه بندی نقش شخصیت در روایت داستانی، شخصیت های «کارگزار» و «کارپذیر» را براساس بسط نظریۀ تقابل دوگانۀ لوی استروس در مورد شخصیت های کنشگر مورد نظر ساختگرایان مطرح کرد. کارگزار در قصه، نقشی فعال، مؤثر و پویا دارد و نقطۀ مقابل آن، کارپذیر دارای نقشی منفعل و تأثیرپذیر است. پژوهش حاضر برآن است به این پرسش پاسخ دهد که براساس نظریۀ برمون، پیکرگردانی در قصه های عامه، چگونه میتواند منجر به تغییر کارکرد شخصیت شود و به تبع آن، جایگاه و نقش شخصیت را در قصه از کارگزار به کارپذیر و یا برعکس دگرگون سازد؟ این پژوهش از طریق گردآوری منابع به روش کتابخانهای و به شیوۀ توصیفی-تحلیلی قصد دارد با استدلال های خود به این نتیجه برسد که به طور مشخص در چهار قصۀ برگزیده از ادب عامه شامل «بلبل سرگشته»، «ماهپیشانی»، «نمکی» و «چلگیس» که به عنوان نمونه های مورد پژوهش انتخاب شدهاند، پیکرگردانی سبب میشود که شخصیت داستانی، پس از استحاله در طول قصه از لحاظ تأثیرپذیری از کنش دگرگون شود، کنش های جدیدی خلق کند و یا از کنش های جدید متأثر شود و در نتیجۀ آن از کارگزار به کارپذیر و یا از کارپذیر به کارگزار تغییر جایگاه بدهد.