بازخوانی مناقشه ابوذر و حاکمیت بر سر آیه کنز به مثابه تلاقی دو پارادایم رقیب در فقه اقتصادی اسلام
نویسندگان
1 فارغ التحصیل گروه فقه، دانشکده الهیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 پژوهشگر پسا دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد(پژوهشگر بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی) ، شماره تماس: 09142353876، reza.mollazadehyamchi@alumni.um.ac.ir
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت،
doi
10.22034/nrr.2026.68642.1512چکیده
آیه ۳۴ سوره توبه، با نهی قاطع از زراندوزی، از همان صدر اسلام به یکی از گرهگاههای بنیادین در اندیشه اقتصادی اسلام بدل شد. این پژوهش با هدف فراتر رفتن از گزارشهای تاریخی، به کالبدشکافی نزاع ابوذر غفاری و حاکمیت بر سر این آیه میپردازد تا آن را نه فقط به مثابه تلاقی دو پارادایم اقتصادی رقیب، بلکه به عنوان یک نبرد سیاسی بر سر مرجعیت تفسیری نیز بازخوانی کند. تحقیق حاضر با روش اسنادی و رویکرد تحلیلی-تطبیقی، به بازسازی استنباطی این دو جهانبینی بر پایه متون اصلی تفسیری و روایی پرداخته است. یافتهها نشان میدهد «پارادایم جواز مشروط» حاکمیت، با ارائه تعریفی تکلیفمحور از «کنز» (مال فاقد زکات)، فقهی معطوف به حقوق فردی و ثبات سیاسی را نمایندگی میکرد. در مقابل، «پارادایم عدالت توزیعی» ابوذر، با خوانشی مبتنی بر آسیبشناسی روانی-اخلاقی زراندوزی و پیامدهای اجتماعی آن (مازاد بر نیاز)، فقهی معطوف به مصالح عمومی و عدالت توزیعی را بنیان نهاد. در نهایت، این مقاله با معرفی «نظریه مشروطیت حکومتی» به مثابه خوانشی سوم، یک چارچوب تحلیلی برای فهم ظرفیت دیالکتیکی فقه اسلامی در ایجاد موازنه میان دو ارزش «حقوق مالکیت» و «عدالت اجتماعی» بر اساس مصالح زمانه ارائه میدهد.کلیدواژگان: آیه کنز؛ ابوذر غفاری؛ عدالت اجتماعی؛ فقه اقتصادی؛ نظام مالکیت در اسلام