مقایسه عناصر روستایی در جای خالی سلوچ محمود دولتآبادی و صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز بر اساس مؤلفه های ادبیات اقلیمی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ساوه، مرکزی، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ساوه، مرکزی، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ساوه، مرکزی، ایران
doi
10.22054/ltr.2021.48376.2877چکیده
محمود دولتآبادی از جمله نویسندگان خطۀ خراسان است که آثار داستانی خود را با ویژگیهای اقلیمی و به ویژه مؤلفههای روستایی پدید آورده است. گابریل گارسیا مارکز نیز در آمریکای جنوبی از نویسندگانی است که دارای آثاری خاص با ویژگیهای منحصر به فرد است. در این پژوهش، رمان جای خالی سلوچ و صد سال تنهایی با روش توصیفی – تحلیلی و تطبیقی از جهت تفاوتها و تشابهات ادبیات اقلیمی با هم مقایسه شدهاند. با وجود تفاوتهای زیادی که میان نحوه پرداختن این دو نویسنده به این مضامین وجود دارد در این دو رمان در حوزة ویژگیهای اقلیمی روستاها تشابهاتی دیده میشود که بیشتر سبک زندگی روستایی، موقعیت دهکده و خانهها، نزدیکی به طبیعت بکر، دوری از زندگی تجملی و برخی شرایط زندگی که سادگی و ابتدایی بودن احتیاجات را شامل میشود. تفاوتهای این دو رمان در حوزة فرهنگ و اوضاع اجتماعی بروز میکند. دولتآبادی محیطی کاملاً روستایی را به تصویر کشیده که همة ویژگیهای روستا را در آن میتوان دید و هدفش نشان دادن مشکلات روستائیان در دهة چهل ایران و نحوة تعامل مردم با آن بوده است، اما مارکز با هدف نشان دادن چگونگی تبدیل یک دهکده به شهری بزرگ و پیشرفته، ماکوندو را پدید آورده و کمتر به ویژگیهای روستایی آن پرداخته است و بیشتر آداب و رسوم و باورهای مردم آمریکای جنوبی را به عنوان شرایط اقلیمی نشان داده است.