از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
3 دانشگاه مازندران
doi
10.22034/nrr.2025.68044.1498چکیده
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی میپردازد که آیا میتوان میان نظریة «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفة اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریة «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهانشمولی اخلاق و امکان گفتوگوی بینادیانی مورد تحلیل قرار میگیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. دادههای پژوهش از طریق مطالعة عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایهای کلام امامیه و معتزله گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادلة هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالتهای بینفرهنگی و امکانسنجی گفتوگوی ادیان).یافتههای پژوهش نشان میدهد که هر دو دیدگاه، علیرغم تفاوتهای زمینهای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزشهای اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسانها و ادیان مطرح میسازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبیگرایی اخلاقی را به چالش میکشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بینادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم میآورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزههای اخلاق مقایسهای، الهیات گفتوگو و فلسفه تطبیقی هموار میسازد و نشان میدهد که چگونه میتوان از میراث فکری متفاوت برای حل چالشهای مشترک بشری بهره جست.