ارزیابی و نقد تفاسیر علمی محمد راتب نابلسی در کتاب «آیات الله فی الآفاق» (مطالعه موردی: آیات 32 انبیاء، 14-15 حجر و 37 رحمن)

نویسندگان

1 استادیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی تهران

2 دانش آموخته دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی تهران

doi
10.22034/nrr.2025.66683.1459
چکیده

پژوهش پیش رو به بررسی و نقد تفاسیر علمی محمد راتب نابلسی از آیات قرآن در کتاب «آیات الله فی الآفاق» می­پردازد که در آن، آیات قرآنی با یافته­های علوم تجربی تطبیق داده شده ­است. نویسندگان با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه­ای، سه مورد از مضامین تفسیری نابلسی را مورد ارزیابی قرار داده­اند:تطبیق «سَقفاً مَحفوظاً»در آیۀ 32 سورۀ انبیا به معنای جوّ زمین؛ نابلسی این عبارت را به لایه­های جوی محافظ زمین مرتبط می­داند؛ در حالی که نقدهای نحوی، سیاقی و تفسیری نشان می­دهند این برداشت با ظاهر آیه و سیاق آن ناسازگار است و معنای اصلی، حفظ آسمان از زوال است.2.تفسیر «سُکِّرَت أبصارُنا» در آیات 14 و 15 سورۀ حجر به معنای پراکندگی نور؛ این تفسیر با سیاق آیات که بر انکار معجزه توسط کافران تأکید دارد، همخوانی ندارد و آیات، بیشتر درصدد اشاره به عناد کفّار معاصر پیامبر (ص) هستند.تطبیق «وَردَةً کَالدِّهان» در آیۀ 37 سورۀ الرحمن دالّ بر پدیده ابر نو اختر؛ این تفسیر با سیاق آیه که مربوط به قیامت است، با داده­های نجومی و استعاره­های مفهومی آیه ناسازگار است و تحلیل ریشه­شناختی نشان می­دهد «وَردَةً» به معنای جریان و روان شدن است، نه گل سرخ.