شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اقبال و عدم اقبال داوطلبان به دانشگاه ها و رشته های تحصیلی در آزمون های سراسری سال 1401-1397
نویسندگان
1 دانشیار، گروه نوآوری آموزشی و درسی، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، تهران، ایران.
doi
10.61838/KMAN.IRPHE.31.3.7چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اقبال و عدم اقبال داوطلبان به دانشگاه ها و رشته های تحصیلی با بیشترین و کمترین متقاضی در گروه های آزمایشی پنج گانه در آزمون های سراسری سال 1401-1397 انجام شد. برای دستیابی به هدف پژوهش از روش پژوهش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانشجویان مشغول به تحصیل در رشته -دانشگاه های مربوط به گروه های آزمایشی پنج گانه طی سال های 1397 تا 1401 بود که 646 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس بررسی و عوامل مؤثر بر اقبال و عدم اقبال داوطلبان به دانشگاه ها و رشته های تحصیلی با بیشترین و کمترین متقاضی در گروه های آزمایشی 5گانه در آزمون های سراسری سال های 1401-1397 شناسایی شدند. برای جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با 22 گویه طراحی شد. برای تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای، فریدمن و یومن ویتنی)، با استفاده از نرم افزار spss26 استفاده شد. بر اساس تحلیل صورت گرفته از نظر دانشجویان درحال تحصیل در رشته- دانشگاه های با بیشترین اقبال به ترتیب عوامل 1- ارتباط با بازار کار، 2-برند دانشگاه، 3-موقعیت جغرافیایی دانشگاه، 4-کیفیت تحصیلی، 5- امکانات و زیرساخت های دانشجویی، 6– عوامل روانی-اجتماعی و از نظر دانشجویان در حال تحصیل در رشته- دانشگاه های با کمترین اقبال به ترتیب عوامل 1-ارتباط با بازار کار، 2- موقعیت جغرافیایی دانشگاه، 3-امکانات و زیرساخت های دانشجویی -رفاهی، 4-عوامل روانی-اجتماعی، 5-برند دانشگاه و 6-کیفیت تحصیلی بیشترین تا کمترین رتبه را به عنوان عوامل مؤثر بر انتخاب رشته و دانشگاه داشته اند. به علاوه، میان عوامل پنج گانه بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده شد.