استعاره مفهومی عشق در طریقت‌نامه عماد فقیه کرمانی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 دکتری ادبیات عرفان، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.54455.3191
چکیده

استعارة مفهومی از مقوله‌های بنیادی زبان‌شناسی شناختی است. مقولة زبانی که صرفاً مربوط به واژه­ها نیست، بلکه از فرآیندهای تفکر انسان است و زبان را از حد شگردی بلاغی به سطح وسیله­ای برای اندیشة عمیق­تر و شناخت والا می­رساند. با توجه به اینکه شیوة حرکت و سیر تعالی در آموزه­های عرفانی به زبان رمز است و عرفان قلمرو هنری زبان در معنای یک نظام اشاری است و از آنجا که در نظریة شناختی، استعاره به عنوان پدیده­ای در کلیت ­زبان حضور جهت‌دهنده دارد به این معنی که یک حوزة مفهومی براساس حوزة مفهومی دیگر شناخته می­شود، این استعاره در اشعار عرفانی راه پیدا کرده است. عماد فقیه کرمانی از عارفان قرن هشتم در طریقت‌نامه که آن را در 10 باب و هر باب را در 10 فصل در آداب سیر و سلوک و وظایف سالکان و مقامات و احوال عارفان سروده، کمال محبت به حق تعالی را عشق می­داند. در این پژوهش ابتدا گزارشی از زندگی عمادالدین فقیه کرمانی، طریقت‌نامه، استعارة مفهومی داده شده و در آخر به بررسی استعارة مفهومی عشق در طریقت‌نامه پرداخته شده است. از آنجا که استعارة مفهومی دارای دو حرکت از مبدأ به مقصد است بر این اساس دارای سه بار معنایی مثبت، منفی و خنثی می­شود. نتیجه پژوهش این است که عماد از دو طریق «انتقال معنا» و «تغییر معنا»، توانسته معناهای تازه­ای به عشق داده و با ایجاد تعلیق در معنای واژه­ها، خواننده را در گرفتن معنا و تعابیر گسترده­تر آزاد بگذارد.