پیشایندهای ظرفیت هماهنگی خط‌مشی‌های ملی در ایران: واکاوی سه گانه سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و ذهن‌افزاری

نویسندگان

1 استادیار مدیریت دولتی دانشگاه تهران پردیس فارابی

2 دانشجوی دکتری مدیریت تطبیقی و توسعه دانشگاه تهران پردیس فارابی

3 استادیار مدیریت دولتی دانشگاه تهران پردیس فارابی

4 استاد مدیریت دولتی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/ppolicy.2019.69902
چکیده

در دهه‌های گذشته با نوسازی دستگاه‌های دولتی منطبق با ایده‌های برآمده از مدیریت دولتی جدید، بحران کنترل، پراکندگی و ازهم‌گسیختگی بخش عمومی ودولت‌ها تشدید شد. در ایران نیز پراکندگی بخش عمومی که ریشه‌های دیگری نیز داشت، افزایش یافت. این شرایط منجر به طرح مجدد مسئله و مفهوم هماهنگی خط‌مشی‌ها شد. هدف این پژوهش، یافتن پیش‌آیندهای ظرفیت هماهنگی خط‌مشی در ایران است. برای فهم این پدیده با 17 نفر از مدیران ارشد که درگیر هماهنگی خط‌مشی‌ها بوده‌اند، مصاحبه شد و اسناد سیاستی شامل ابرخط‌مشی‌های هماهنگی، اسناد هماهنگی هیئت دولت و قوانین مرتبط با هماهنگی نیز بررسی شدند. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد در حالی‌که به‌طور معمول برای ایجاد هماهنگی بر سازوکارها، فرآیندها و سخت‌افزارهای هماهنگی تأکید می‌شود، توجه به جنبه‌ها‌ی نرم‌افزاری و مغز‌افزاری برای ارتقای ظرفیت هماهنگی ضروری است. در پایان نیز مجموعه‌ای از خط‌مشی‌های پیشنهادی جهت بهبود ظرفیت هماهنگی خط‌مشی‌ها ارائه شده است.