رهیافت وبری جامعهشناسی سیاستگذار؛ بدیلی برای رهیافت پوزیتویستی و هنجاری
نویسندگان
1 استادیار سیاستگذاری علم و فناوری پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/ppolicy.2019.69723چکیده
دو الگوی اثباتی و هنجاری بر شاخه جامعه شناسی سیاستگذار غالب شده است اما شاخه های مختلف جامعه شناسی که در یک دیدگاه عبارتند از شاخه حرفه ای؛ انقلابی، انتقادیِ هنجاری و مردم مدار؛ شاخه سیاستگذار را از حیث نظری «دانش ناممکن و نامشروع»، از حیث «کارآمدی» دانش غیرمفید؛ از حیث «سیاسی» دانش ایدئولوژیک و غیرانتقادی و از جهت «اخلاقی» دانشی بی اعتنا به ارزشهای عام انسانی و گروههای مردمی تلقی میکنند. با توجه به موقعیت مناقشه برانگیز جامعه شناسی سیاستگذار در نزد مخالفان و موافقان، آیا رهیافت دیگری برای جامعه شناسی سیاستگذار قابل تصور است که خصلتی «آکادمیک»، «انتقادی -تأملی» و «اخلاقی» داشته باشد اما از سنخ «مهندسی اجتماعی» و «ایدئولوژی» نباشد؟ مقاله حاضر، این راه میانه و الگوی بدیل را در آرا و آثار ماکس وبر یافته است و آن را «الگوی جامعه شناسی سیاستگذار وبری» نام مینهد. این مقاله بر پایه نظریه وبری، تفکیک ربط ارزشی از حکم ارزشی، با اتکا به تحلیل درونمتنی و تحلیل مضمون از روش مطالعه کتابخانهای برای شناسایی و استخراج مولفههای اصلی الگوی وبری استفاده کرده است.