تحلیل مفهوم معنی و شوق زندگی در مثنوی معنوی با تأکید بر نظریۀ ویکتور فرانکل

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 استادیار، گروه روانشناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2021.48595.2888
چکیده

مولانا در مثنوی معنوی به دنبال ایجاد انگیزه و شوق به زندگی همراه با معنویت است. او می­کوشد موانع رسیدن به معنویت را از پیش پای سالک بردارد. تحمل رنج­ها، مسئولیت­پذیری، عشق راستین، اعتقاد راسخ به خدا راهکارهای رسیدن به معنویت است. دیدگاه عرفانی او با روان‌شناسی معناگرای ویکتور فرانکل همسو بود. از این‌رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی از نوع کتابخانه­ای به تحلیل مفهوم معنی و شوق زندگی در مثنوی معنوی براساس نظریۀ معنادرمانی فرانکل پرداخته شده است. در این پژوهش مؤلفه­های رنج، تحمل­پذیری، مسئولیت­پذیری، عشق و دین­داری نظریۀ فرانکل در مثنوی معنوی تبیین و تفسیر شد. یافته­ها نشان داد که معنادرمانی و عرفان با هدف شوق در زندگی جز با عشق الهی و تحمل مشکلات این راه پر خطر اتفاق نمی­افتد و اگر آدمی در آن به خطا و گناهی دچار شود با توکل به خدا باز به طریق حقیقت بازمی­گردد.